کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و هفت

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و هفت

  • نام فیلم: دنی کالینز (Danny Collins )
  • کارگردان: دان فوگلمن

دنی کالینز، ستاره‌ی موسیقی راک، غرق در مواد مخدر و شهرت و پول، تازه بعد از سی سال پی می‌برد که جان لنونِ معروف، نامه‌ای با دستخطِ خودش، برای او نوشته بود که به خاطر بدجنسی تهیه کننده‌اش، در تمام این مدت از چشم او پنهان مانده بوده. محتوای ساده‌ی نامه، دنی را دچار تحول می‌کند. او تصمیم می‌گیرد تور موسیقی‌اش را متوقف کند، به خانواده‌ی پسرش که سال‌هاست ندیده، بپیوندد و کارِ مهمی برای‌شان انجام بدهد … فیلم دستمایه‌ی زیادی برای یک اثر زندگینامه‌ای ندارد و در بخش‌های زیادی لنگ می‌زند. این‌که دنی ناگهان با دیدنِ نامه‌ی جان لنون، آن‌طور از این رو به آن رو شود، کمی زیادی اغراق‌آمیز است و ناکارآمد، مخصوصاً هم که هنوز شخصیتی برای دنی ساخته نشده که ناگهان تحولش را می‌بینیم. رابطه‌ی او با مری هم فقط تکرار می‌شود و به نتیجه‌ی خاصی نمی‌رسد. پایان‌بندی فیلم هم به شدت سازی جدا می‌زند: چرا باید سرطان داشتن یا نداشتنِ پسرِ دنی، برای‌مان جالب باشد؟ مگر اصلاً داستان حولِ محورِ پسرِ دنی و بیماری‌اش می‌چرخید که حالا باید این قضیه در صدر قرار بگیرد؟ شاه‌بیتِ فیلم، خودِ آل پاچینوست که همچنان می‌درخشد، مثل روزهای جوانی‌اش؛ ترکیبی از شوخ‌طبعی، دل‌زدگی و نبوغ هنرمندانه. (بیشتر…)

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و یک

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و یک

نام فیلم: بی مصرف ها ۳ (The Expendables 3)

کارگردان: پاتریک هیوز

بارنی برای دستگیری استون بنکس، رفیق رفقای هیکلیِ قدیمیِ خود را کنار می گذارد و به سراغِ گروهِ جوانِ جدیدی می رود تا اینبار با همراهی آن ها، دخلِ استون بنکس را بیاورد … استالونه در نقش بارنی، در این قسمت از فیلم، همینطوری بی مقدمه به فکرِ جانِ دوستانِ قدیمی اش می افتد و تصمیم می گیرد به جای آن ها یک سری جوانِ خوش بر و بازوی دیگر را به خدمت بگیرد و به کُشتن شان بدهد! خط داستانیِ فیلم سرراست تر از چیزی ست که فکرش را بکنید و انصافاً هم سرگرم کننده و باحال، طوری که آدم به هوس می افتد مثلِ این خوش بر و بازوها، تفنگ دست بگیرد و بیفتد در خیابان، از بس که تر و تمیز و ردیف آدم می کُشند! هر وقت آنتونیو باندراس در صحنه حضور دارد، همه چیز پرانرژی ست و هر وقت آرنولد شوارتزنگر حضور دارد، آدم یادِ یک درختِ کهنِ قطور می افتد که حالا دیگر چروک خورده است! خلاصه اینکه شما هر چه می خواهید بگویید، بگویید اما من می گویم این فیلم، فیلمِ باحالی ست که می شود با دیدنش حسابی کِیف کرد و در قید و بند منطق و این حرف ها هم نبود. (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم