نگاهی به فیلم چشمان خولیا Julia’s Eyes

نگاهی به فیلم چشمان خولیا Julia’s Eyes

  • بازیگران: بلن روئدا ـ لوئیس هومار ـ پابلو درکوی و …
  • فیلم نامه: گیلم مورالس ـ اوریول پائولو
  • کارگردان: گیلم مورالس
  • ۱۱۸ دقیقه؛ محصول اسپانیا؛ سال ۲۰۱۰
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

چشمهایش

خلاصه ی داستان: سارا، خواهرِ نابینای خولیا، خودش را دار می زند. خولیا و همسرش به خانه ی سارا می آیند تا او را به خاک بسپارند. خولیا که به دلیل یک بیماری ارثی، در آستانه ی نابینا شدن است، پی می برد که خودکشی خواهرش، آنقدرها هم بی دلیل نبوده …

یادداشت: خولیا به عنوان شخصیت اصلی داستان، در موقعیت غریب و خفقان آوری گرفتار شده است؛ او کم کم دارد بینایی اش را از دست می دهد و در عین حال باید ماجرای مُردنِ خواهرش را هم پیگیری کند. ماجرایی که برخلاف نظرِ بقیه، خودش اعتقاد دارد که قتل بوده و نه خودکشی. گره ها، تک تک جلوی پای خولیا ایجاد می شود و ما همراه با او وارد مسیری پر پیچ و خم می شویم که چشم ها نقش مهمی در آن ایفا می کنند؛ چه در گره افکنی و گره گشایی ماجرا و چه در تعمیقِ مضمونی اثر. پرداخت بصری کارگردان در ایجاد فضایی خوف آور و هراسناک، به همراه کُدهای تصویری ای که به ما داده می شود، رهنمون خوبی ست تا فضای ذهنی خولیا، به عنوان یک زنِ در آستانه ی کور شدن و جلوتر، یک زنِ کاملاً کور، در مرکز یک موقعیت هراسناک، به بیننده منتقل شود. سکانسی که او به مرکز نابینایان می رود و بی صدا، وارد گفتگوی چند زن نابینا می شود که متوجه حضورش نشده اند، بازی کارگردان با بیننده آغاز می شود. بازی ای که قبل تر، در اوایل فیلم، آغاز شده است: سارای نابینا، رو به تاریکی فریاد می زند و از شخصی نامعلوم، می خواهد که کاری به کارِ او نداشته باشد. ما، به عنوان بیننده، تنها تاریکی می بینیم اما سارا، بدونِ چشم، انگار همه چیز را می بیند؛ خیلی بهتر از ما. جلوتر، وقتی خولیا به دنبال مردی می دود که ظاهراً مظنونِ اصلی ست، سعی می کند تمام چراغ های راهروی بیمارستان را روشن کند تا بهتر بتواند ببیند اما قاتل با دویدن درون تاریکی، سعی می کند همچون سایه ای باقی بماند. اینگونه است که تقابل روشنایی و تاریکی، دیدن و ندیدن، بودن و نبودن، مانند کلیدی در طول فیلم تکرار می شود: خولیا، با چشمانی که به سوی تاریکی می روند، کم کم انگار به حقیقتِ ماجرا نزدیک می شود. او چشمانش را از دست می دهد اما در عوض، حقایق ترسناکی برایش روشن می شود. انگار او باید کور می شد تا به این حقایق می رسید.

فیلم، پیچش های نفسگیری دارد که علاوه بر جذابیت، به ریشه دارتر شدنِ مضامینش هم کمک می کند. مثل جایی که خولیا، در حالی بینایی اش را به دست می آورد که در دستانِ قاتل گرفتار شده است و حالا باید همچنان خودش را به نابینایی بزند تا بتواند جانِ سالم به در بَرَد. یا در آن سکانس نفسگیر پایانی، خولیا برای اینکه بتواند از دست قاتل نجات پیدا کند، ناچار می شود، تمام چراغ ها را خاموش کند؛ چون وقتی در تاریکی فرو برود، تازه انگار می بیند.

دیدن و ندیدن ...

دیدن و ندیدن …

۱۳ دیدگاه به “نگاهی به فیلم چشمان خولیا Julia’s Eyes”

  1. الی می‌گه:

    واقعا عااااالیه
    من عاشق فیلم های ترسناک ام
    یکی از بهترین فیلم هایی که دیدم این فیلم بود که علاوه بر هیجان و ترس جذابیت داشت و ببیننده رو به سمت خودش کشوند
    که به هیچ عنوان از دیدن فیلم خسته نمیشید بلکه بیشتر به سمتش کشیده میشید تا ببینید پایان فیلم چی میشه
    از کارگردان فیلم واقعا متشکرم بی نظیر بود

  2. با سلام دوستان من قبل از این غیر از سینما هالیود وسینما فرانسه دیگر از سینما غرب اشنایی یا فیلمی ندیده بودم ولی وقتی این فیلم ساخت ابانیا را دیدم متوجه شدم که این کشور چه سینمایی قوی و خوبی دارد این فیلم در ژانر رمز الود و دلهره معمایی بود و بینظیر فیلنامه بسار خوب فیلم بردار ی بینظیر بازی بازیگر نقش خولیا بسار خوب در حد کاندید شدن برای اسکار فضا فیلم بسیار هوشمندانه شاید این فیلم در سال ۲۰۱۲ نماینده اسبانیا در اسکار بود به نظر من که منتقد سینما هستم این فیلم حداقل در دو بخش مستحق جایزه اسکار بود در ضمن فیلم چشمان خولیا در جشنواره فیلم ونیز جایزه خرس طلای بهترین فیلم نامه بهترین فیلم بردار را به دست اورده این فیلم صحنه غیر اخلاقی کمی دارد با سانسور کم میتواند از شبکه چهار سیما که شبکه روشن فکران هست بخش شود من در بخش فرهنگی کانون هوداران استقلال فعالیت میکنم و وبلاگ شخصی دارم کانون هوداران استقلال تهران در انتظار شما خوبان هستش

    • بهی می‌گه:

      خیلی بی فرهنگی آقای منتقد! مثلا..از اون ور میگی من روشنفکدم و هنرمندم از اینور استقلال و وبلاگتو تبلیغ میکنی! عجب،،
      مردم هم چشم دارن هم عقل…مطمئن باش به جایی که باید برن میرن…

  3. ساناز می‌گه:

    واقعا عالى بود و دلهره به معناى واقعى بود.تا اخر فیلم هیجان کم نمى شد بلکه بیشتر هم مى شد.پیشنهاد مى کنم حتما ببینین

  4. امیر حسین می‌گه:

    واقعا عالیه ….. من عاشق این فیلم شدم مثله یه متاد …..من این فیلمو توی onyx دیدم فکر اسمش جولیا هست نه خولیا یکم دقت کنید

  5. سحر می‌گه:

    خیلی فیلم میخ کوب کننده ای بود منم توو شبکه onix دیدمش

  6. سحر می‌گه:

    در ضمن صحنه های عکاسی زیادی داشت.

  7. احسان می‌گه:

    هنوز ندیده ام، اونیکس این هفته دوباره نمایش میده، با این تعاریف حتما میبینمش،،،بعد نظرم رومیدم، من منتقد سینما نیستم ولی کاوچ پوتیتو هستم.

  8. میثم می‌گه:

    لذت بردم، من هم دیشب از onyx دیدم
    خیلی روی اعصاب بود :)) و من از روی اعصاب بودنش لذت میبردم و و از دیدن شخصیت نامریی فیلم و کلا شخصیتهایی از این دست نظیر فیلم سایکو از هیچکاک عصبی میشم

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم