نامگذاری فیلم ها: صورت زیبا یا سیرت زیبا؟!

اسم فیلم، اولین قدم در برقراری ارتباط با مخاطبانش است. اسم فیلم، جزوی از خودِ فیلم است و قسمتی از شخصیت و ساختارِ آن، هر چند شاعر گفته: (( صورت زیبای ظاهر هیچ نیست، ای برادر سیرت زیبا بیار )). یعنی امکان دارد اسم گول زننده ای باشد؛ جذاب و درگیرکننده. اما وقتی دیدیمش، تازه متوجه می شویم که این فقط صورت زیبایش بود، سیرتش وحشتناک بود! برعکسش هم هست؛ گاه اسمی بسیار بدلحن و نخراشیده، فیلم خوبی هم از آب در آمده است. به رغم توصیه ی شاعر، به نظرم در هر دو مورد، یک جای کار می لنگد  و طبیعتاً در مورد اول، خیلی بیشتر می لنگد!

 اسم فیلم باید جرقه ای در ذهن مخاطب ایجاد کند و او را به داخل سالن بِکِشد، باید کنش برانگیز و جذاب باشد، باید توی ذهن اثر بگذارد و ماندگار شود. شما وقتی می شنوید: « آشپز، دزد، همسرش و معشوقه اش » یا وقتی می شنوید: « میل مبهم هوس » یا « ضربانی که قلبم از آن گریخت » یا « بعضی ها داغشو دوس دارن »  یا « ما هنوز به شیوه ی قدیم آدم می کُشیم » و …، چه چیزی به ذهنتان می آید؟ واقعاً ترغیب کننده نیستند؟ آدم را مجبور می کنند بایستد و ببیند. تأثیرگذار و گاه حتی تکاندهنده اند؛ مثلاً « روی قبرت تف می کنم »؛ آدم را با خود می بَرَد داخل فضای خوفناک فیلم. یقه ی آدم را می چسبد. یا این یکی: « اعترافات یک ذهن خطرناک » یا « راز در چشمانشان » که عینِ خودِ فیلم، غریب و مسحورکننده است. همانطور که ما وقتی بزرگ می شویم و گاه از اسم هایمان راضی نیستیم و از خانواده شاکی که چرا همچین مایه ی آبروریزی ای رویمان گذاشته اند، فیلم ها هم باید اسمی شکیل و متناسب با خودشان داشته باشند. به شخصه، اسم های چند کلمه ای را بیشتر ترجیح می دهم تا اسامی تک کلمه ای یا دو کلمه ای را. اما به هر حال گاهی پیدا می شوند اسامی تک کلمه ای که ذهن را درگیر می کنند و گاه آنقدر کشش دارند که بدون دانستن اسم کارگردان یا حتی یک کلمه از داستان فیلم، ناخودآگاه جذبمان می کنند که ببینیمشان: « M »، « فیل »، « کروکودیل »، « تحقیر »، « قصاب »، « کلاغ »، « شرم » و … . سال ها قبل مجله ی « فیلم »، پرونده ای درباره ی اسامی فیلم ها ترتیب داده بود که بسیار مفید و جذاب بود. هنوز هم می شود به آسیب شناسی اسم فیلم ها پرداخت. هنوز هم هستند کسانی که اسم فیلم هایشان را می گذارند: « سرگیجه »! آیا واقعاً آنقدر اسم کم آمده که عوامل، دست به دامان استاد شده اند؟! به نظرم حتی اگر فیلم درباره ی خودِ فیلمِ « سرگیجه » هم باشد، باز چنین اسمی بسیار رقت انگیز است، چه برسد به اینکه فیلم مثلاً درباره ی آدمی باشد که گرفتار باندِ مواد مخدر شده است! هنوز هم پیدا می شوند آدم های کوته فکری که اسم فیلمشان را می گذارند: « آستینمو ول کن » یا مثلاً « نیم وجب باش، مرد باش » یا « مامان، بهروز منو زد ». توجه می فرمایید که اگر این فیلم ها شاهکار مسلم سینمایی هم باشند، به خاطر نامِ نابهنجار، سطح پایین و زیادی عوامانه شان، هیچ شانسی ندارند که در اذهان باقی بمانند. هر کسی، حد و اندازه ی خودش را خودش تعیین می کند ما هم با دیدن این اسم ها، می دانیم که در ذهن سازندگانشان چه می گذشته. یعنی مطمئنیم که با این نامگذاری، خودِ فیلم چه سطحی دارد. معمولاً هم استثنایی در کار نیست.

در زیر اسامی عجیب غریبی را خواهید دید که البته چند تایی شان را از همان پرونده ای که مجله ی « فیلم » برای اسم فیلم ها منتشر کرده بود، برداشته ام اما اکثرشان اسم هایی هستند که از اینطرف و آنطرف جمع آوری شده اند و یا خودم این شانس را داشته ام که ببینمشان. بعضی هاشان به حق، صفت باورنکردنی را به خود اختصاص خواهند داد. اگر باور نمی کنید که این ها اسامی فیلم باشند، خیلی راحت می توانید در اینترنت جستجو کنید و صحت و سقم قضیه را دریابید. البته اعتراف می کنم که « خیلی راحت » هم نخواهد بود!

schwarzhuhnbrauuhuhnschwarzhuhnweisshuhnrothuhnweissoder put-putt

( آلمان غربی، ۱۹۶۷ )

 

آی.رو.ها.نی.هو.هی.یو

( ژاپن، ۱۹۶۰ )

 

هاها هی هی هو هو

( هندوستان، ۱۹۵۵ )

 

س س س س س

( آمریکا، ۱۹۷۳ )

 

تق تق

( آمریکا، ۱۹۶۷ )

 

****

( آمریکا، ۱۹۶۷ )

 

نقدی! نقدی؟

( بلژیک، ۱۹۶۹ )

 

تخم مرغ! تخم مرغ؟

( سوئد، ۱۹۷۵ )

 

آیا قهرمانان ما موفق می شوند دوستانشان را که به طور مرموزی در آفریقا گم شده اند، پیدا کنند؟

( ایتالیا، ۱۹۶۸ )

 

اگر پایان دنیا، تختخواب همیشگی ما در شبی سرشار از باران باشد

( ایتالیا، ۱۹۷۸ )

 

شما نامزد یک ملوان یونانی هستید یا نامزد یک خلبان هواپیمای مسافربری؟

( آمریکا، ۱۹۷۰ )

 

در زمان من پسرها به موهایشان کرم نمی زدند

( آرژانتین، ۱۹۷۳ )

 

چگونه می توان یک سیاهپوست را بدون خستگی دوست داشت

( کانادا و فرانسه، ۱۹۸۸ )

 

اما در پایان باید به اسمی اشاره کنم که تا امروز، عجیب ترین، جذاب ترین و تکان دهنده ترین اسمی ست که شنیده ام. اگر قرار باشد جدولی از ده اسم مورد علاقه ام برای فیلم ها را انتخاب کنم، این، در رده ی اول جا خواهد گرفت. چهارمین ساخته ی سرجئو مارتینو، کارگردان ایتالیایی، به سال ۱۹۷۲ که از داستان « گربه سیاه » ادگار آلن پو برداشت شده است. به زودی یادداشتی بر فیلم در « سینمای خانگی من » قرار خواهد گرفت.

  گناه در وجودت حبس شده و فقط من کلیدش را دارم Your Vice Is a Locked Room and Only I Have the Key

۷ دیدگاه به “نامگذاری فیلم ها: صورت زیبا یا سیرت زیبا؟!”

  1. kakadoo می‌گه:

    درود خدمت شما
    ممنون از مطلب خوبی که نوشتید .
    نخستین فیلم که برای آلمان هستش رو متایفانه موفق نشدم پیدا کنم.

  2. kakadoo می‌گه:

    امسال تو جشنواره ی ونیز چند اسم جذاب به این سبک مورد علاقه ی شما وجود داره :

    “دختری تنها در شب پیاده به خانه می‌رود =A Girl Walks Home Alone at Night”
    «کبوتری جلوه‌کنان بر هستی روی یک شاخه نشست/A Pigeon Sat on a Branch Reflecting on Existence»
    «شبهای سفید پستچی/The Postman’s White Nights»
    «آن زن آن شکلی جالب است/She’s Funny That Way»
    «آسمان خود می‌داند/Heaven Knows What»

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم