نگاهی به فیلم آقای کلاین Mr. Klein

نگاهی به فیلم آقای کلاین Mr. Klein

  • بازیگران: آلن دلون ـ جین مورو ـ فرانسین برگ و …
  • فیلم نامه: فرانکو سولیناس ـ فرناندو موراندی
  • کارگردان: جوزف لوزی
  • ۱۲۳ دقیقه؛ محصول فرانسه، ایتالیا؛ سال ۱۹۷۶
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

هویت

خلاصه ی داستان: دوران اشغال پاریس توسط آلمان نازی است و جوّی ضدیهودی بر فضا حاکم. رابرت کلاین، مرد ثروتمندی ست که در گیر و دار وخیم سیاسی، با خرید تابلوهای معروف از یهودیانِ مستأصل و پرداخت پولی به آن ها، کلکسیون خودش را تکمیل می کند. زندگی خوش و بی دردسر او وقتی دچار مشکل می شود که با شخص دیگری که همنام او اما یک یهودی ست، اشتباه گرفته می شود …

یادداشت: شروع مشکل ها جایی ست که رابرت کلاینِ فرصت طلب، روزنامه ای متعلق به یهودیان را کنار درِ منزل خود پیدا می کند. او به دفتر روزنامه ی مذکور می رود و از آنجا به اداره ی پلیس، و در نهایت متوجه می شود یک رابرت کلاینِ دیگر هم وجودِ خارجی دارد. از اینجاست که جستجوی کلاین برای یافتن مرد همنامش آغاز می شود. وجود فضای خفقان آور « فرانسه ی ویشی »، که از آن به عنوان بدنام ترین دوران فرانسه یاد می کنند، علاوه بر اینکه راه را بر تعابیر و تفاسیر زیرپوستیِ فیلم باز می کند، همچنین بستر خوبی فراهم می آورد تا این جستجوی رابرت کلاین، جنبه ای باورپذیر پیدا کند؛ او باید این یهودی را بیابد وگرنه خودش به دردسر خواهد افتاد. شروع فیلم با آن سکانس بی رحمانه و بی پرده ی زنی که توسط یک مأمور آلمانی به شکلی دقیق معاینه می شود تا یهودی بودن یا نبودنش مشخص گردد، آغاز کوبنده ای ست تا بیش از پیش متوجه باشیم با چه دوران ننگینی روبرو هستیم و چرا رابرت کلاین باید آن یهودی را بیابد. اما این تازه آغاز ماجراست؛ یک سرنخِ ریز در همان ابتدای داستان به ما داده می شود تا چیزی ذهنمان را مشغول کند. این سرنخِ ریز جایی ست که رابرت به خانه ی حالا دیگر متروکه ی رابرت کلاینِ یهودی می رود و در آنجا مواجه می شود با کتاب « موبی دیک ». این همان کتابی ست که چند دقیقه قبل، معشوقه ی رابرت، در خانه ی او و دراز کشیده روی تخت، مشغول خواندنش بود. و باز چند ثانیه بعد، با تیغ ریش تراشی مواجه می شود، عین همانی که در خانه ی خودش هم دوربین روی آن تأکید کرده بود. حالا شستمان خبردار می شود که قرار است به کجا برسیم. در این جستجو، رابرت، انگار کم کم خودش تبدیل می شود به به رابرت کلاینِ یهودی؛ وقتی در یک صحنه به آپارتمان محل زندگی رابرت کلاینِ یهودی می رود، زنِ سریدار، او را با مرد یهودی اشتباه می گیرد و ادعا می کند، او دقیقاً شبیه آقای رابرت کلاین است. اینطوری ست که زندگی برایش جهنم می شود. حتی پلیس به خانه ی او می ریزد و اموالش را مصادره می کند و وقتی دوربین در خانه ی خالیِ او می چرخد، ذهنمان رجوع می کند به صحنه ای که دوربین به همین شکل، در خانه ی رابرت کلاینِ یهودی می چرخید و اینگونه بیش از پیش روی این موضوع انگشت گذاشته می شود که انگار این دو یکی هستند. در واقع فیلم از ساحتی رئالیستی با پس زمینه ی جنگ و سیاست، وارد ساحتی غیررئالیستی می شود. جستجوی اولیه ی رابرت برای یافتن همنامش، به جهت فرار از دست دولت ویشی، به ساحتی درونی تر و عمیق تر سوق داده می شود که در آن مردی انگار به دنبال یافتن همزاد خود است. او در بهترین فرصتی که برای فرار از فرانسه با نامی جعلی دارد، دوباره برمی گردد تا شاید بتواند همزاد خود را بیابد. دیگر برای او، زندانی شدن و اسیر شدن و حتی شاید مردن چندان اهمیتی نداشته باشد، او حالا دنبال نیمه ی گمشده ی خودش می گردد. همانطور که در صحنه ی پایانی، جایی که یهودی ها را به اردوگاه می برند، با اینکه شجره نامه اش که ثابت می کند او یهودی نیست، توسط دوستش فراهم شده، بی توجه به این موضوع، همراه موجِ زندانیانِ در هم فرو رفته، به دنبال نیمه ی دیگر خود می رود. انگار که هویت او، با دیدن و یافتن و کلاینِ یهودی ست که معنا پیدا می کند.

رابرت کلاین ...

رابرت کلاین …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم