نگاهی به فیلم اکنونِ خارق العاده The Spectacular Now

نگاهی به فیلم اکنونِ خارق العاده The Spectacular Now

  • بازیگران: مایلز تلر ـ شیلن وودلی ـ بری لرسون و …
  • فیلم نامه: اسکات نوستادتر ـ مایکل اچ وبر براساس رمانی از تیم تارپ
  • کارگردان: جیمز پانسولد
  • ۹۵ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  •  ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایتِ بوطیقا منتشر شده است. ( اینجا )

آینده ی خارق العاده ی ساتِر

خلاصه ی داستان: ساتِر جوانی ست الکلی و خوش گذران که با مادرش زندگی می کند. او هیچ وقت پدرش را ندیده و مادر هم درباره ی پدر، چیزی به او نگفته و نمی گوید. فکر و ذکر ساتِر، بودن در زمان حال است، بدون اینکه برنامه ریزی ای برای آینده داشته باشد. تا اینکه با دختری ساده و صمیمی به نام ایمی آشنا می شود …

یادداشت: فیلم داستان ملایمش را بدون سر و صدا، بدون فراز و فرودی آنچنانی، بدون کج و معوج شدن، به ساده ترین و  روان ترین شکل ممکن، چه در سطح فیلم نامه و چه در سطح کارگردانی، که شامل نمابندی های ساده و صحیح و بازی های خوب و هماهنگ می شود، روایت می کند؛ داستان تحول ساتر، جوان بیست و یکی دو ساله ای که بدون توجه به آینده، تنها به فکر زمان حال و گذراندن وقتش با دخترها و الکل است. صحنه ی فوق العاده ای در فیلم گنجانده شده که به خوبی بیانگر دیدگاه لذت طلبانه ی ساتر در مقابل دیدگاه آینده نگرانه و نگرانِ دختر مقابلش است؛ جایی که ساتر با وجود رابطه با ایمی، همچنان سعی دارد با کیسی، دوست قبلی اش هم باشد که در این صحنه ی تأثیرگذار، کیسی در حالیکه گریه می کند به ساتر می گوید که جدی باشد و به فکر آینده. کیسی به عنوان یک دختر، با تمام احساسات دخترانه، دنبال یک زندگی خوبِ بلندمدت است اما ساتر طور دیگری فکر می کند. این ایمی، دختر ساده و صمیمی داستان است که کم کم با رفتار و گفتارش، ساتر را به راه مستقیم می آورد. ایمی برعکس ساتر، آینده نگر است و زندگی را فقط در لذت های گذرا نمی بیند. او سعی می کند با جهت دادن به زندگی ساتر، مثل جایی که به او پیشنهاد می کند همراهش به فیلادلفیا برود و آنجا دانشگاهش را ادامه بدهد، روش زندگی او را تغییر دهد. حضور خواهر زیبا و شوهر خواهر ساتر در داستان، با آن زندگی عاشقانه و خانه ی زیبا و پر از گل شان، گوشزد خوبی ست به ما و البته ساتر. انگار نشانه ای برای ما و او تا دقت کنیم یک زندگی واقعاً عاشقانه چطور می تواند باشد. اما ساتر تنها وقتی به خود می آید که به صرافتِ یافتن پدرش می افتد. اگر از این گاف بزرگ با اغماض بگذریم که اگر ساتر می توانست به همین راحتی پدرش را پیدا کند، چرا تا حالا دست به کار نشده بود؟و اصلاً چرا تا به حال به فکر یافتن پدرش نیفتاده بود؟، اگر از این سئوالات بگذریم، نکته ی مهمی که فیلم به آن اشاره می کند، شباهت بین ساتر و پدرش است. تازه حالا متوجه می شویم ( و ساتر هم همینطور ) که چرا این پسر اینقدر خوش گذران و عیاش شده است. به قول معروف: پسر کو ندارد نشان از پدر … پدرِ ساتر، مردی ست آشفته و ظاهراً هوسباز که در همان برخورد اول، بعد از آنهمه سال، به جای اینکه ساتر و دوستش را که به دیدنش آمده اند، به اتاقِ خود راه بدهد، آن ها را پشت در نگه می دارد. پیداست که آن داخل خبرهایی ست. در صحنه ی بعد هم که همراه پدر به کافه می روند، مست کردنِ او، جنبه ی دیگری از شخصیتِ متزلزل و فروپاشیده اش را نمایان می کند. حالا ساتر با دیدن زندگی آشفته و بهم ریخته ی پدر است که کم کم هوشیار می شود و وقتی حرف های مادرش، ایمی و دوستانش درباره ی خوبی ها و امتیازاتی که دارد را کنار هم می چیند، وقتی به توانایی های بالقوه ی خودش پی می برد، تصمیم می گیرد راه درست را انتخاب کند و همچنان که در اکنونِ خارق العاده زندگی می کند، نیم نگاهی هم به آینده داشته باشد. ایده ی دو نامه ای که او در ابتدا و انتهای داستان می نویسد، برای نشان دادن تحول ذهنی و روحی ساتر، ایده ی فوق العاده ای ست؛ نامه ای اولی، پر از حرف های هوسبازانه و بی فکر و گاه بی ادبانه و نامه ی انتهایی، پر از حرف های صمیمی، فکر شده و البته بدون حتی یک کلمه ی بی ادبانه. حالا می شود با اطمینان گفت ساتر سرِ عقل آمده است. از خصوصیات یک درامِ خوب این است که تحول شخصیتش را به موقع و با روندی درست و باورپذیر به مخاطب عرضه کند که این فیلم، تا حدودی این کار را می کند.

ایمی، روی ساتر تأثیر می گذارد ...

ایمی، روی ساتر تأثیر می گذارد …

 

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم