از میان فیلم ها، شماره ی یازده

ساتر ( مایلز تلر ): عیب نداره که توی زمان حال زندگی کنی ولی بهترین قسمتِ زمانِ حال اینه که فردا هم واسه ت فرصت هست. و من می خوام نهایت استفاده رو ازشون ببرم.

« اکنونِ خارق العاده » ساخته ی جیمز پانسولد

***

نیکی لائودا ( دنیل بروهل ): یه مرد باهوش از دشمنش بیشتر از چیزی که یه احمق از دوستش می گیره، نصیب می بره.

« شتاب » ساخته ی ران هاوارد

 ***

سامانتا ( اسکارلت جوهانسون ): قلب مث یه جعبه نیست که پُر بشه. هر چی بیشتر عشق بورزی، بزرگتر می شه.

« او » ساخته ی اسپاک جونز

 ***

ران وودروف ( متئو مک کاناهی ): میخواین بیشتر زنده بمونین؟ یه سر به ما بزنین.

« انجمن مصرف کنندگان دالاس » ساخته ی ژان مارک والی

 ***

کمالی ( رضا عطاران ): به نظر من، غیرت از اصول دینه!

« طبقه ی حساس » ساخته ی کمال تبریزی

 ***

جف ( جیمز استوارت ): چرا یه مرد توی یه شب بارونی باید سه بار از خونه ش بره بیرون و برگرده؟

لیزا ( گریس کلی ): شاید از نحوه ی خوش آمد گویی زنش خوشش میاد!

 « پنجره عقبی » ساخته ی آلفرد هیچکاک

 ***

بیل ( اوان مک گرگور ): تو آدم باملاحظه ای هستی باربارا، ولی روراست نیستی. احساساتی هستی ولی گذشت نمی کنی. یه زن خوب و معرکه و بامزه و شگفت انگیزی و من دوسِت دارم ولی خیلی رو اعصابی!

« ماه اوت: اوزیج کانتی » ساخته ی جان ولز

 ***

وایولت ویستون ( مریل استریپ ): حقیقت اینه که نمیشه با یه زن جوون تر رقابت کرد. این یکی از نامردی های روزگاره.

« ماه اوت: اوزیج کانتی » ساخته ی جان ولز

***

سیمور پریش ( رابین ویلیامز ): بعضیا فِک می کنن اینم یه شغل ساده ی فروشندگی یه. اونا فِک می کنن که شرکت توی هر سمینارِ احمقانه ای می تونه به آدم یاد بده که در کمتر از سی دقیقه استاد چاپ عکسای زیبا بشه. اما مسلماً مث خیلی چیزای دیگه، خیلی بیشتر از اونی که به نظر میاد زحمت داره.

« عکس یک ساعته » ساخته ی مارک رومانِک

 ***

دومینیک مارسو ( بریجیت  باردو ): [ خطاب به اعضای دادگاه ] شما اینجا نشستین، شیک و اتوکشیده، ولی مسخره ست … شما می خواین منو قضاوت کنین در حالیکه هیچ وقت عاشق نبودین.

« حقیقت » ساخته ی هانری ژرژ کلوزو

 ***

سولومون نورثوپ ( چیوتل اجیوفور ): من نمی خوام فقط زنده بمونم، می خوام زندگی کنم.

« ۱۲ سال بردگی » ساخته ی استیو مک کوئین

 ***

والت دیسنی ( تام هنکس ): جرج بنکس رستگار می شه، شاید در زندگی نه، اما در رویا این اتفاق می افته. چون این کاریه که ما قصه گوها انجام می دیم با رویاپردازیمون. ما با رویا نظم رو برمی گردونیم، امید رو به جریان می ندازیم، دوباره و دوباره و دوباره …

« نجات دادن آقای بنکس » ساخته ی جان لی هنکاک

 ***

(( هر کی از مرگ می ترسه، اصن نباید به دنیا بیاد ))

« نیروی ویژه ۲، دشمنِ خودی » ساخته ی خوزه پادیها

 ***

جین ( کری مولیگان ): اصلاً به آینده فکر می کنی؟

لوین دیویس ( اسکار ایزاک ): آینده؟ منظورت ماشینای پرنده ست؟! هتلایی که روی ماه هستن؟! نوشابه با طعم جدید؟!

جین: برای همین [ طرز فکر ] اوضات خیلی داغونه.

لوین دیویس: نه. برای همینه که اوضاع خودت داغونه. می خوای از آینده یه طرح ثابت بکشی.

« درونِ لوین دیویس » ساخته ی برادران کوئن

۶ دیدگاه به “از میان فیلم ها، شماره ی یازده”

  1. فریماه می‌گه:

    سلام

    خیلی قشنگه….ممنونم.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم