نگاهی به فیلم بُت سقوط کرده The Fallen Idol

نگاهی به فیلم بُت سقوط کرده The Fallen Idol

  • بازیگران: رالف ریچاردسون ـ میشل مورگان ـ بابی هنری و …
  • فیلم نامه: گراهام گرین ـ لزلی استورم ـ ویلیام تمپلتون براساس داستانی از گراهام گرین
  • کارگردان: کارول رید
  • ۹۵ دقیقه؛ محصول انگلستان؛ سال ۱۹۴۸
  • ستاره ها: ۴ از ۵

سنگینیِ یک راز

خلاصه ی داستان: فیلیپ، پسر کوچکِ سفیر، بعد از اینکه پدرش برای دو روز به دیدن مادر بیمارش می رود، در سفارتخانه ی درندشت تنها می ماند. تنها یار و همراه او، بینز، کارمند سفارتخانه است و تنها دشمن او همسر بینز، که زنی ست بداخلاق و پر ابهت که دائم با فیلیپ سرِ جنگ دارد. فیلیپ به شکلی اتفاقی متوجه می شود که بینز با دختر جوانی که کارمند سفارتخانه است، به شکلی مخفیانه دوست هستند. بینز به فیلیپ می گوید که نباید این موضوع به گوش همسرش برسد و فیلیپ سعی می کند رازنگه دار باشد …

یادداشت: در این فیلم شاهکار شما وارد دنیای بچه ای می شوید که بین دنیای پرتناقض بزرگترها گیر افتاده است. بچه ای پاک و معصوم که سعی می کند راز نگه دار باشد و برای همین تاوان سنگینی می پردازد. پیچش داستانی اثر آنقدر تاثیرگذار و تکاندهنده است که نمی توانید حتی یک لحظه هم چشم از تصاویر فوق العاده ی آن بردارید. بینز برای فیلیپ، نماد همه ی آن چیزهایی ست که فیلیپ می خواهد باشد. بینز برای او از سفر آفریقایش می گوید و از مردی که او در آفریقا کشته. تمام دنیای فیلیپ، بینز است و حالا وقتی که او متهم به قتل همسرش می شود، فیلیپ تمام سعی خود را می کند تا بینز را نجات دهد. او ابتدا به گفته ی بینز مبنی بر اینکه نباید چیزی از آن شب به پلیس گفته شود تا پای جولی، یعنی همان معشوقه ی مخفی اش، به میانِ این ماجرا کشیده نشود، عمل می کند و تا آخر هم پای حرفش می ماند. او چیزی به پلیس نمی گوید و تمام تلاشش را می کند تا به شکلی راز مخوفش را نگه دارد. اما از جایی به بعد متوجه می شود که تنها حقیقت است که بینز را از دست پلیس نجات خواهد داد. و حالا که قرار است حقیقت را بگوید باز هم با تمام توان سعی می کند این کار را انجام بدهد هر چند به طور تناقض آمیزی، بدون آنکه خودش بداند، این حقیقت به ضرر بینز تمام شود. تشریح این بزنگاه اخلاقی در ذهنیات یک بچه، در یک متن، کار بسیار سختی ست. کاری که فیلم به زیبایی هر چه تمامتر، از پس آن برآمده است و در نهایت فیلیپ با واقعیتی مواجه می شود که در ذهن کوچک خودش، هیچگاه فکرش را هم نمی کرد. او بالاخره می فهمد که بینز واقعاً آن بتی نبوده که او فکر می کرده و سئوال تکاندهنده اش از بینز، نشان می دهد که او چه افکاری درباره ی بینز در سر می پرورانده و حالا همه اش فرو ریخته است.

            دنیای متفاوت او ...

دنیای متفاوت او …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم