نگاهی به فیلم قرمزِ پُر رنگ Deep Red

نگاهی به فیلم قرمزِ پُر رنگ Deep Red

  • بازیگران: دیوید همینگز ـ داریا نیکولودی و …
  • فیلم نامه: برناردینو زاپُّنی ـ داریو آرجنتو
  • کارگردان: داریو آرجنتو
  • ۱۲۶ دقیقه؛ محصول ایتالیا؛ سال ۱۹۷۵
  • ستاره ها: ۲ از ۵

در دنیای فیلم های جالو

خلاصه ی داستان: مارکوس دالی، پیانیست معروف، بعد از اینکه به شکل اتفاقی شاهد کشته شدن همسایه ی طبقه ی پایینش می شود، در صدد برمی آید تا هر طور شده سر نخ ها را دنبال کند و قاتل را بیابد …

یادداشت: هر چند چفت و بست داستان آنقدرها محکم نیست و آدم های اضافه مانند آن زن خبرنگار که معلوم نیست چطوری ناگهان با مارکوس رابطه اش عمیق می شود، زیاد دارد، هر چند چندان واضح نمی شود مارکوس چطور سر نخ ها را پیدا می کند که مثلاً می رسد به آن خانه ی جن زده و اصولاً ربطِ آن اتاق مخفی در خانه ی جن زده و اسکلتی که آنجا دیده می شود، با موضوعِ داستان چیست، هر چند مشخص نمی شود چرا اگر دوستِ مارکوس قاتل نبود، ناگهان بروی او اسلحه کشید و اصولاً نقشِ او در این داستان چه بود و از همه مهمتر، هر چند معلوم نمی شود انگیزه ی قاتل از این کارها چیست، اما با اینحال “قرمز پُر رنگ” یک اثرِ نمونه ای در میان آثار آرجنتو محسوب می شود که صحنه های خوبی نظیر کُشته شدنِ دوستِ همیشه مستِ مارکوس را در خود دارد که بسیار تأثیرگذار از آب در آمده است و همچنین نکات ظریفی مثل مسابقه ی مچ اندازی زن خبرنگار و مارکوس که با پیروزی زن همراه می شود و این باعث می شود درگیری لفظی ای بین مارکوس و او بوجود بیاید و زن ادعا کند که جنس مؤنث نه تنها ظریف نیست، بلکه قوی و پُر زور است و این پیش زمینه ی خوبی می شود تا بعد از مشخص شدن هویت قاتل، زور بازوی او منطقی جلوه کند. البته یک چیز را نباید نادیده گرفت و آنهم سبک فیلم است که بهرحال قرار نبوده آنقدرها در قید و بند داستان و چفت و بست منطقِ کار باشد. از آرجنتو به همراه لوچو فولچی  و ماریو باوا به عنوان استادان سینمای وحشت ایتالیا یاد می شود. سازندگان مهم فیلم های موسوم به “جالو” که در ایتالیا محبوبیت زیادی داشتند. جالو در زبان ایتالیایی به معنی زرد است و زادگاهش هم البته همین کشور است. این اصطلاح مربوط می شود به کتاب هایی که رنگ جلدشان زرد بوده و عموماً داستان های جنایی و ترسناک را شامل می شدند. این داستان های عامه پسند، کم حجم و ارزان قیمت در دهه های ۲۰ و ۳۰ میلادی به ویژه در ایتالیا طرفدار زیادی داشته اند. سینمای جالو در ابتدا به خاطر اقتباس از روی این دست کتاب ها به وجود آمد اما بلافاصله راهش را جدا کرد و به عنوان نوع خاصی از سینما مطرح شد. فیلمسازانی که به این سبک و سیاق فیلم می ساختند، زیبایی شناسی فیلم ها را در صحنه های دلهره آوری می جستند که قلب بیننده را به تپش وادارد. رنگ زدن پرده با خون شخصیت ها و بیرون ریختن دل و روده ی آنها، جزوی از سینمایشان بود و نشانه شان محسوب می شد. گاهی این فیلم ها به خاطر همین صحنه های اغراق آمیز و البته نبودِ داستانی در خور توجه، “آشغال های ویدئویی” لقب می گرفتند ولی همچنان فیلم های کالتی حساب می شدند که با گذشت سال ها، باز هم طرفداران سینه چاکی داشتند که یکی از این طرفداران، خودِ من هستم. آرجنتو در واقع از پیشگامان این سبک محسوب می شود و طرفداران خاص خود را در سراسر جهان دارد. بهرحال مقایسه ی فیلمهای آرجنتو یا هم سلفانش با فیلم های ترسناک چفت و بست داری که زیاد دیده ایم، چندان مقایسه ی درستی نیست. فیلم های جالو، دنیا و منطقِ خاص خود را بنا می کنند. نباید فراموش کرد که سبک بصری فیلم و کارگردانی آرجنتو در این اثر، فوق العاده است.

یکی از آن صحنه های تأثیرگذار ...

یکی از آن صحنه های تأثیرگذار …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم