نگاهی به فیلم من مادر هستم

نگاهی به فیلم من مادر هستم

  • بازیگران: باران کوثری ـ پانته آ بهرام ـ فرهاد اصلانی و …
  • فیلم نامه: رحمان سیفی آزاد ـ لیلا لاریجانی
  • کارگردان: فریدون جیرانی
  • ۹۶ دقیقه؛ سال ۱۳۹۰
  • ستاره ها: ۱/۵ از ۵

از هم گسیخته

خلاصه ی داستان: آوا، نوجوانی نوزده ساله است که مورد تجاوز دوست خانوادگی شان، سعید قرار می گیرد. آوا برای انتقام سعید را می کشد اما مادرِ آوا، ناهید، قتل را به گردن می گیرد. آوا که تاکنون موضوع را پیش خود نگه داشته بود، اعتراف می کند که از سعید بچه دار است و او بوده که سعید را کشته …

یادداشت: متأسفانه « من مادر هستم» درست مثل اسمِ بی ربطش، فیلم بسیار آشفته و نامنسجمی ست که هیچ جور نمی شود خط داستانی درست و حسابی را از میان سکانس های آشفته اش بیرون کشید. شخصیت هایی سطحی و بی کارکرد همراه با منطق ضعیفِ داستان و جزئیاتش، باعث می شود شاهد فیلم بسیار بدی باشیم که تنها و تنها سعی می کند روی احساسات سطحی تماشاگر تأثیر بگذارد و بس. همه چیزِ داستانِ فیلم، گنگ و نامفهوم است؛ از دعوای بین نادر و ناهید بگیرید که معلوم نیست بر سر چه چیزی با هم درگیر هستند تا اصرار آوا برای انداختنِ بچه ای که از سعید در شکم دارد در حالیکه می داند اگر بچه  ـ که ناخواسته و نامشروع است ـ را به سیمین بدهد، از مجازات اعدام رها خواهد شد. از همه بدتر، تغییر عجیب سیمین از یک زن آرام و منطقی به زنی ست که تمام تلاش خود را می کند تا آوا سرش بالای دار برود. کینه ای که او از پدر آوا، نادر، به خاطر اتفاقات گذشته در دل دارد، باعث شده او پایش را برای اعدام آوا در یک کفش بکند اما معلوم نیست چرا اگر سیمین اینقدر از نادر کینه به دل دارد، این کینه را همان اوایلِ فیلم، لااقل به تماشاگر، نشان نمی دهد؟ برخورد آن ها در فرودگاه و بعد شادی و خنده شان در ماشین و در ادامه، رفتار خوبشان با هم، هیچ شائبه ای مبنی بر اینکه سیمین کینه ای از نادر به دل داشته باشد، بوجود نمی آورد اما ناگهان در پایان آنقدر از نادر متنفر شده که به هیچ عنوان حاضر نیست از اعدام دختر او بگذرد. البته فیلم بهم ریخته تر از این چیزی ست که شرحش رفت؛ شخصیت پدرام، دوست پسر آوا، چه کارکردی در داستان پیدا کرده؟ چرا در حالیکه آوا در آستانه ی اعدام است، نادر به جای اینکه ناراحتِ این قضیه باشد، ناراحتِ این است که چرا سیمین وکیلی را انتخاب کرده که با او دشمنی دارد؟! اصلاً ماجرای این وکیل در داستان چیست؟ چرا سیمین اینقدر با او صمیمی ست و از زن و بچه و زندگی او می پرسد؟ علت اختلاف وکیل و نادر چه بوده و این اختلاف چه تأثیری در داستان داشته؟ صحنه هایی که سیمین را نیمه دیوانه مقابل روانپزشک می بینیم چه اهمیتی در داستان دارند؟ چرا باید سیمین به آن حال و روز افتاده باشد؟ که فقط نویسنده بگوید از مکافات عمل غافل مشو؟! اصلاً چگونه سیمین ماجراهایی را برای روانپزشک تعریف می کند که خودش در آن ها حضور ندارد؟ و این پرسش ها را می شود همینطور ادامه داد. فیلم از مکافات عمل حرف می زند. از اشتباهی که نادر در گذشته انجام داده و حالا نتایج همان اشتباه، گریبانگیر خودش شده است.

آشفته و بهم ریخته ...

آشفته و بهم ریخته …

۱۰ دیدگاه به “نگاهی به فیلم من مادر هستم”

  1. حسن می‌گه:

    وقتی توی ایران جیرانی کارگردان باشه فکر کنم یه گراز هم میتونه کارگردانی کنه! با اون سریال که چطوری تلاش یه زن رو برای استقلال و هویتش با خودفروشی جیرانی به تلویزیون ، به گند کشید فقط اگه کسی این ادمو دید بهش بگه چطور توی شبکه دو ایران تلاشهای زن نویسنده باید مثل فرار از زندان جانیهای خطرناک و خیلی مضر وانمود بشه!

    • سمانه می‌گه:

      بد نیست آدم اگه نظری داشت ، خیلی مودبانه تر و محترمانه تر بیان کنه…نظرات باهم مختلفن…من از کسی دفاع نمی کنم فقط بحث رعایت ادب هستش.

    • مرتضي..ص می‌گه:

      درجواب آقای حسن آقا….لطفا برادرانه خواهش میکنم منبعد به کسی که جزئی از تاریخ سینمای ایرانه و درحد کارنامه خودش چیزی به سینما ی ایران اضافه کرده رو به یه گراز تشبیه نکنیم منهای بی ادبی نهایت کم لطفیه…به نظر من حتی دربررسی آثار کم مصرف ترین وبیسواد ترین آدمهای سینمای ایران(گلزار.حیایی.بهداد.رضویان.رجبی.شاکردوست.ضیغمی.شریفی نیا.ده نمکی.رادان.کرامتی) این نوع ادبیات روا نیست هرچند امروزه همه بیننده های فیلم منتقد شده اند جه با لحن مودبانه جه غیر.مثه سایر منتقدین حوزه های غیر سینما(سیاست .اجتماع.معیشت.فرهنگ)که روزمره در تاکسی،مترو و…شاهدیم…باتشکر

    • سارا می‌گه:

      یکم مودب باش شما خودت چه کاره هستی که به یک کارگردان زحمت کش حرف بد میزنی در نظر دادن مودب باشید

  2. زهرا می‌گه:

    اتفاقا من این فیلیم رو بینهایت دوست داشتم…. خیلی از ما احساسات درونمون رو پشت لبخند ها و رفتاری آروم پنهان میکنیم تا جایی که ۱ اتفاق بد آتش زیر خاکستر رو بیدار میکنه و……………

  3. نغمه می‌گه:

    نقد بسیار غیرمنطقی و غیرمودبانه ای بود که آشکارا عدم سواد و آگاهی نویسنده پیرامون سینما، ادبیات، داستان و هر آنچه را در این باره است می رساند.
    نظرات اینچنینی را برای خودتان نگه دارید و مطالعه ی بیشتری داشته باشید.

  4. آرش می‌گه:

    چیزایی که این فیلم به خورد بیننده میده به وفور از روی منبر شنیده میشه، آدم احساس میکنه درس اخلاقه
    به مشکلاتی ام که شخصیت های فیلم رو با این شدت درگیر خودش کرده درست پرداخته نمیشه
    فقط سکانس خداحافظی پایانی تاثیرگذار بود

  5. آرش می‌گه:

    در ضمن من هنوزم با این موضوع درگیرم که چرا اصلا آوا اعدام شد
    من جای قوه قضاییه بودم اعتراض میکردم

  6. زهرا می‌گه:

    من به فکرم اینه که این واقعا عالیه اگر یه ذره تغییراتی داشت مثلا اون اقا که اسمش سعید بود مجرد بود

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم