نگاهی به فیلم طهران، تهران

نگاهی به فیلم طهران، تهران

  • بازیگران: پانته آ بهرام ـ رضا یزدانی ـ برزو ارجمند ـ طناز طباطبایی و …
  • فیلم نامه: وحیده محمدی فر ( اپیزود اول ) ـ مدی کرم پور و خسرو نقیبی ( اپیزود دوم )
  • کارگردانان: داریوش مهرجویی ( اپیزود اول ) ـ مهدی کرم پور ( اپیزود دوم )
  • ۹۰ دقیقه؛ محصول ایران؛ سال ۱۳۸۷
  • ستاره ها: ۰/۵ از ۵

کولالالامپور!*

خلاصه ی داستان: در اپیزود اول، خانه ی قدیمی یک خانواده ی فقیر، روی سرشان خراب می شود. آنها که حالا نمی دانند کجا باید بمانند و روزهای عید را چگونه بگذرانند، تصمیم می گیرند با تور، دور تهران را بگردند. آشنایی آنها با آدم هایی گرم و صمیمی در طی این گردش، باعث می شود با شهری که در آن زندگی می کنند بیشتر آشنا شوند. در اپیزود دوم، کنسرت راک عده ای از جوانان لغو می شود و ما با مشکلات تک تک آنها از نزدیک آشنا می شویم.

یادداشت: اینهمه بازی های بد و ناهمگون و اینهمه شلختگی ( رسماً چند باری دوربین را در آینه های کاخ گلستان دیدم ) از مهرجویی بعید بود. انگار نوک شمشیری را در پشتش احساس می کرده که باید کار را سریع جمع کند و به قول معروف، قالش را بکند که البته از آنجایی که سفارش دهنده ی کار، شهرداری تهران بوده، چنین چیزی دور از ذهن هم نیست. تصاویری که می بینیم در واقع معرفی شهر تهران هست و همین. داستانی در کار نیست و به نظر من ظرافتی هم در معرفی تهران در کار نیست. لحن شعاری اثر، گاه بدجوری توی ذوق می زند و بیننده را اذیت می کند. مثل آنجا که یکی از زن ها روی صندلی دوران قاجار می نشیند و بعد که با مخالفت مسئولین موزه مواجه می شود، می گوید دیگر سلطنتی وجود ندارد ( یا چیزی شبیه به این ). نکته ی جذاب فیلم، یکی حضور همان غذاهای آشنای فیلم های مهرجویی ست که چشم را می نوازد و آب دهان را راه می اندازد و دیگری حسی گرم بین آدم هایی ست که در تمام طول اپیزود لمس می شود. آدم های فقیر داستان ناگهان خود را در فضایی رویایی می یابند که همه چیز آماده و مهیاست. مهرجویی در این اپیزود، تهران قدیم و جدید را در کنار هم می بیند و همچنان که از معماری قدیم طرفداری می کند، معماری جدید را هم قبول دارد و در کنار آبگوشت و کله پاچه، خرچنگ و اسپاگتی و املت اسپانیایی را هم نشان می دهد. اما اپیزود دوم اوضاع خرابتر هم هست. در اینجا دیگر لحن شعاری کار به اوج خود می رسد. دقت کنید به جایی که رهبر این گروه که نقشش را رضا یزدانی بازی می کند، قرار می شود ملاقاتی داشته باشد با مردی که دستور لغو کنسرت گروهش را داده. فکر می کنید آنها کجا با هم قرار گذاشته اند؟ نخیر! در یک زورخانه. چرایش را دیگر باید از زبان همان مرد شنید. داستان تکراری جوان های معلقی که از همه چیز شکایت دارند و کسی درکشان نمی کند و هی می خواهند بروند و هنرشان را جای دیگری خرج کنند. کارگردان آنقدر در اجرا ضعیف عمل کرده که حتی نتوانسته صحنه ی تصادف اتوموبیل را هم درست و حسابی در بیاورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*تلفظ «کوالالامپور » از زبان پدر یکی از دخترهای گروه کنسرت که  می خواهد دخترش را بفرستد آنجا.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم