نگاهی به فیلم راه بازگشت The Way Back

نگاهی به فیلم راه بازگشت The Way Back

  • بازیگران: جیم استرجس ـ اد هریس ـ کالین فارل و …
  • فیلم نامه: پیتر ویر ـ کیت کلارک براساس رمانی از اسلاومیر راویچ
  • کارگردان: پیتر ویر
  • ۱۳۳ دقیقه؛ محصول آمریکا، امارات متحد عربی، لهستان؛ ۲۰۱۰
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

تا جایی که پاهایم توان رفتن دارد

خلاصه ی داستان: گروهی از مردان که توسط کمونیست ها در اردوگاهی در لهستان زندانی شده اند، فرار می کنند. آنها هزاران کیلومتر پیش رو دارند تا به مکانی مطمئن برسند …

یادداشت: تم فرار از زندان و تلاش برای زنده ماندن در مناطق بی آب و علف، سردسیر، صعب العبور، مبارزه با حیوانات وحشی و مقابله با بلایای طبیعی، از نظر من یکی از جذاب ترین گونه های سینمایی ست که علاقه ی خاصی به آن دارم و فکر می کنم بر اثر یک ناخودآگاه جمعی، خیلی از انسان ها هم به چنین موضوعاتی علاقه داشته باشند. یکی از بهترین نمونه های این گونه را سال ها پیش در فیلم مهجوری به نام ( تا جایی که پاهایم توان رفتن دارد ) دیده بودم و شدیداً تحت تاثیر قرار گرفته بودم. در “راه بازگشت” قسمت فرار از زندان، بسیار کوتاه و مختصر برگزار می شود. اینکه آنها چطور آذوقه جمع می کنند، چطور با هم آشنا می شوند و چطور نقشه ی فرار را با هم هماهنگ می کنند، بسیار خلاصه است بطوریکه آدم هنگام دیدن احساس می کند، این صحنه ها یک چیزهایی کم دارند و آنقدرها جذاب نیستند. اما با ورود به قسمت دوم فیلم، همه چیز جبران می شود و تازه متوجه می شویم چرا قسمت اول خلاصه و انگار همراه با پرش بوده. ما حتی در قسمت دوم هم این پرش ها را حس می کنیم. مکث زیادی روی اتفاقات صورت نمی گیرد و همه چیز به سرعت می گذرد. حالا باید شاهد جدال انسان ها با طبیعت باشیم. آنها می خواهند زنده بمانند تا به آزادی برسند و این تمام خواسته شان است. پس راهی سخت و خطرناک را برمی گزینند. در ابتدای فیلم، وقتی که آنها تازه وارد اردوگاه شده بودند، رئیس اردوگاه به آنها هشدار داده بود که فرار از آنجا ممکن نیست چرا که اگر هم توسط مامورین به دام نیفتند، طبیعت آنها را از بین خواهد برد اما چیزی که علناً شاهدش هستیم، این نیست؛ مردها گام در راهی می گذارند که اتفاقاً طبیعت در بدترین لحظات، در آن لحظاتی که دیگر امیدی به زنده ماندشان نیست، راه را نشانشان می دهد؛ در حالیکه از تشنگی رو به موت هستند، یک مار، آنها را به برکه ی آبی رهنمون می شود و زمانی که از گرسنگی، در حال مرگ هستند، گوزنی بزرگ خودش را در اختیارشان می گذارد. اتفاقاً این طبیعت نیست که این انسان ها را به مقابله می خواند، این خودِ آدم ها هستند که با هم به مقابله برمی خیزند و قصد جان هم را می کنند. فیلم به زیبایی نشان می دهد که اگر بخواهی، اگر امید داشته باشی می توانی هزاران کیلومتر را در بدترین شرایط با پای پیاده طی کنی تا به آزادی برسی، آزادی ای که خود انسان ها با نادانی، محدودش کرده اند.

    انسان و طبیعت ...

انسان و طبیعت …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم