نگاهی به فیلم تاکر و دیل بر علیه شیطان Tucker & Dale vs Evil

نگاهی به فیلم تاکر و دیل بر علیه شیطان Tucker & Dale vs Evil

  • بازیگران: تایلر لابین ـ آن تادیک
  • فیلم نامه نویس: مورگان یوگنسون ـ الی کریگ
  • کارگردان: الی کریگ
  • ۸۹ دقیقه؛ محصول آمریکا، کانادا؛ سال ۲۰۱۰
  • ستاره ها: ۴ از ۵

یک سوء تفاهم کوچک

خلاصه ی داستان: تاکر و دِیل برای گذراندن یک تعطیلات آرام، به کلبه ی درب و داغانی که در وسط جنگل خریده اند، می روند. همزمان، عده ای دانشجو هم برای تفریح، به جنگل آمده اند. مشکل از جایی شروع می شود که دانشجوها فکر می کنند تاکر و دیلِ مادر مُرده، دو قاتل روانی آدم کش هستند …

 یادداشت: اصلاً فکرش را هم نمی کردم با چنین فیلم فوق العاده ای قرار است طرف باشم. پیش زمینه ام از هارور کمدی ژانری بوده که چندان چیزی برای گفتن ندارد مگر شوخی با قواعد و کلیشه های اینگونه فیلم ها و گرفتن خنده ای از تماشاگر و البته خالی کردن توی دلش با خون و خونریزی. اما قضیه ی این فیلم کاملاً فرق می کند. نویسندگان و کارگردان خواسته اند با ژانر ترسناک شوخی بکنند و در عین حال مضمونی را دنبال کرده اند که کاملاً درکش می کنیم و می فهمیمش. این برای فیلمی که در ژانری ساخته شده که در تاریخ سینما هیچ وقت چندان جدی گرفته نشده بسیار مهم و نکته سنجانه است. نویسندگان و کارگردان کاملاً می دانسته اند چه چیز می خواهند بگویند و حرفشان را به بهترین شکل ممکن زده اند و این رمز سینما و رمز یک فیلم خوب است. از همان ابتدا با مولفه های ژانر وحشت روبرو می شویم؛ تاکر و دیل مثل دو آدم کش روانی جلوه می کنند و دانشجوها با دیدن آن ها وحشت می کنند. پس طبق معمول، گروهی جوان سرخوش داریم که قرار است در موقعیت ترسناکی قرار بگیرند و دو تا قاتل روانی که قرار است جوان ها را به فجیع ترین شکل ممکن تکه پاره کنند. این موقعیت اولیه ی فیلم های ترسناک با زیرمجموعه ی داستان هایی ست که در آن جوانان در موقعیت خطرناک قرار می گیرند. کارگردان به خوبی از نشانه ها بهره می برد؛ کلاغ  و تار عنکبوت و قژقژ لولای در و جزئیات فراوان دیگر که به کار آشنایی زدایی از ژانر ترسناک می آیند. اما کم کم می فهمیم تاکر و دیل دو تا آدم ساده و زیادی معمولی هستند که فقط آمده اند تا آرامش داشته باشند و لحظات خوبی را سپری کنند. از آن طرف، دانشجوها که مثل ما، فیلم های ترسناک زیاد دیده اند و شاید هم تجارب ترسناکی را از سر گذرانده اند، در ذهنشان این دو تا آدمِ از همه جا بی خبر را تبدیل به غولی می کنند که برای کشتن آنها آمده اند. وقتی یکی ازدخترهای گروه، به شکل تصادفی در آب می افتد و تاکر و دیل نجاتش می دهند، باقی اعضا اینگونه تصور می کنند که آن دو، دختر را به اسارت گرفته اند و سوء تفاهم ها از همین جا بیشتر و بیشتر می شود. تم اصلی کار هم کم کم برای بیننده روشن می شود. جوان ها تصمیم می گیرند تاکر و دیل را بکشند. اما هر بار تاکر و دیل به شکلی تصادفی جان سالم به در می برند و جوان ها در تله ای که خودشان درست کرده اند، می افتند و به اَشکال فجیعی می میرند و تاکر و دیل اینگونه فکر می کنند که جوان ها آمده اند جنگل تا یک خودکشی دسته جمعی داشته باشند! از این به بعد، خون و خونریزی درست می شود که بیا و ببین! دو گروه در کمال حماقت به جان هم می افتند و هر کدام فکر می کنند دیگری قصد جان او را دارد. یکی از قسمت های جذاب فیلم جایی ست که دختر که در کلبه ی تاکر و دیل به هوش آمده و ناگهان با میدانی از جسد و خون طرف شده، با شک و تردید به دیل می گوید من چه مدت بیهوش بودم؟!. آدم ها واقعاً می توانند در همین مدت کم چنین بلاهای ترسناکی بر سر هم بیاورند. سپس دختر چیزی می گوید که پیام فیلم پر رنگ تر دنبال می شود. او می گوید این فقط یک سوء تفاهمی ست که باید برطرف شود. او دو گروه را دعوت به نشستن پشت یک میز و صحبت درباره ی اتفاقات پیش آمده می کند تا سوء تفاهم ها برطرف شود. نویسندگان و کارگردان می گویند وقتی سوء تفاهم وجود داشته باشد، وقتی طرفین به حرف های هم گوش ندهند و با توجه به پیش زمینه های ذهنی شان جلو بروند، وقتی دو طرفِ خصومت نخواهند صحبت های یکدیگر را بشنوند و بعد تصمیم بگیرند، آنوقت است که فاجعه به بار می آید. بعد که به دور و برمان نگاه می کنیم و فجایع انسانی اطرافمان را می بینیم که آدم ها چه بلایی دارند سر یکدیگر می آورند، اهمیت این پیام فیلم معلوم می شود. البته سازندگان تنها به همین اکتفا نمی کنند و در کنار این موضوع، به دو نکته ی دیگر هم اشاره می کنند. یکی قاتل روانی ای که از دل همان دانشجویان بیرون می آید و شوخی تمام عیار فیلم با ژانر ترسناک را کامل می کند. یعنی همان گروهِ از همه جا بی خبر، خودشان منبع آن قاتل روان پریش هستند و تاکر و دیل که در ابتدا هیبتی شیطانی داشتند ( به یاد بیاورید صحنه ای را که دیل با آن داس بلندش که به جناب مرگ شبیه شده بود بالای سر دانشجوها می آید تا سر صحبت را با آنها باز کند و چه صحنه ی بامزه ای هم هست ) در واقع هیچ کاره اند. و نکته ی دیگر درباره ی دیل است که قرار است در پایان فیلم به بلوغ برسد چون قرار است برای به دست آوردن چیزهای مورد علاقه اش دست به کاری بزند و در اینجا آن چیز مورد علاقه، دختری ست که نجاتش داده و حالا باید برای به دست آوردن او با قاتل روان پریش مبارزه کند. اینگونه، مولفه های ترسناک اثر با قسمت های عاشقانه اش به خوبی در هم چفت می شوند و نتیجه ی نهایی حاصل می گردد.

    (( به نظرت ما شکل قاتلای روانی هستیم؟))

(( به نظرت ما شکل قاتلای روانی هستیم؟))

یک دیدگاه به “نگاهی به فیلم تاکر و دیل بر علیه شیطان Tucker & Dale vs Evil”

  1. ارمان می‌گه:

    سلام دو تا فیلم کمدی ترسناک میگم اگه دوست داشتی ببین و نقد کن:
    scary movie 2000 که قبلش باید فیلم Scream 1996 رو دیده باشی.
    Vampires suck 2010
    هر دوی این فیلما فوق العادن.تاکر و دیل هم عالی بود

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم