نگاهی به فیلم تطهیر The Purge

نگاهی به فیلم تطهیر The Purge

  • بازیگران: اتان هاوک ـ لنا هدی ـ مکس بار هولدر و …
  • نویسنده و کارگردان: جیمز دو موناکو
  • ۸۵ دقیقه؛ محصول آمریکا، فرانسه؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۱/۵ از ۵

قربانی ها

خلاصه ی داستان: سال ۲۰۲۲٫ آزاد بودن جرم و جنایت در یک دوره ی چند ساعته طی یکسال، باعث شده تا میزان جرم و جنایت در آمریکا بسیار پایین بیاید. خانواده ساندین در این چند ساعت تلاش می کنند تا به خوبی از خود محافظت کنند اما ورود ناگهانی مردی سیاهپوست به خانه ی آن ها که از دست یک گروه جنایتکار فرار می کند، همه چیز را تغییر می دهد؛ گروه جنایتکار پشت درِ خانه ی ساندین ها جمع می شوند و مرد سیاهپوست را درخواست می کنند …

یادداشت: این فیلم به خوبی نشانمان می دهد که چطور یک ایده ی فوق العاده می تواند توسط یک نویسنده ی نابلد و بی تجربه، تبدیل به فاجعه شود. اگر به ذهنمان رجوع کنیم، این ایده، البته چندان بکر هم نیست. مشابه اش را در فیلم الیو پتری، « دهمین قربانی » ( اینجا ) دیده ایم، البته با داستانی دیگر. در آنجا شرکتی تأسیس شده بود تا اجازه ی کشت و کشتار به آدم ها را بدهد با این شعار که اگر این مجوز به آن ها داده شود، دیگر جنگ ها و خونریزی های بزرگ در دنیا بوجود نخواهد آمد. « تطهیر» هم تقریباً همین ایده را دستمایه قرار داده تا به تبعات چنین تفکری برسد … که نه تنها نمی رسد بلکه بدتر از آن، چند پله هم از آن چیزی که خودش آغاز کرده بود، عقب می ماند. مشکل این است که فیلمساز آنقدر در جذابیت ایده ی خود غرق شده که هیچ تلاشی نکرده تا آدم ها و اتفاقات پیش آمده گرد آن ها را باورپذیر جلوه دهد و در نتیجه هیچ چیز برای تماشاگر آنقدرها جدی نمی شود. مثلاً هنگامی که  همسایه های ساندین ها به خانه شان حمله می کنند تا بکشندشان، به گفته ی زنِ همسایه، این حمله تنها به این دلیل صورت گرفته که آن ها ( همسایه ها ) از اینکه خانواده ی ساندین پولدار هستند و از فروش سیستم امنیتی به مردم شهر، به چنین خانه و زندگی ای رسیده اند، دچار عقده شده اند! انگیزه ای که نه تنها تماشاگر را تکان نمی هد بلکه بیشتر موجب خنده اش می شود چرا که برای این عکس العمل هیچ جایگاهی در طول فیلم در نظر گرفته نشده و جز یکی دو بار نگاه حسرت بار یکی از همسایه ها به زنِ خانه، هیچ پرداختِ درستی ندارد. این بی منطقی یا منطق بسیار ضعیف، هنگامِ تصمیم حیاتی جیمز هم بسیار اذیت می کند: او ناگهان، معلوم نیست به چه دلیلی، تصمیم می گیرد مرد سیاهپوست را به گروه مهاجمین تحویل ندهد. اینگونه است که تمام فیلم روی سطح حرکت می کند. توخالی ست. فیلمساز دل خوش کرده به تعقیب و گریزهای مصنوعی آدم ها در میان تاریکی  خانه و کشت و کشتارهایی به شدت غلوشده و بی جهت که جز درگیر کردن چند لحظه ی چشم تماشاگر، کارکرد دیگری ندارند.

اما فیلم از لحاظ مضمونی هم به شدت گیج است.  دو مفهوم اساسی و بالقوه در فیلم وجود دارد که هیچگاه بالفعل نمی شوند و در تار و پود داستانی اش نمودی نمی یابند. وقتی جیمز، پدر خانواده، تلاش دارد به هر شکل ممکن، حتی با تحویل دادنِ مرد سیاهپوست، از خانواده اش مراقبت کند، به این سمت می رویم که قرار است به سبک فیلمی مثل « سگ های پوشالی » ( سام پکین پا ) با مضمون « مردِ خانواده ای که می خواهد حریم خانه و خانواده اش را حفظ کند »، مواجه باشیم. اما این تم در هوا رها می شود و در ادامه، وقتی که جیمز و همسرش ماری برای دفع مهاجمین، حتی حاضر می شوند به بدترین شکل ممکن مردِ سیاهپوست را شکنجه کنند، اینطور تصور می کنیم که قرار است به سبک فیلم های معروفی که مضمونشان جابه جایی خیر و شر است، جایگاه مهاجمین و ساندین های در نگاهِ اول بیگناه، تغییر کند اما متأسفانه این اتفاق هم نمی افتد و این تم هم بی نتیجه می ماند در حالیکه ادغام آن با ایده ی جذاب اثر می توانست تداعی کننده ی وضعیت پیچیده ای مانند این باشد که: خانم و آقای ساندین، اگر پایش بیفتد، می توانند یک مراسم تطهیر حسابی راه بیندازند! چیزی که تا اواخر فیلم هم البته مشهود بود ( آن کشت و کشتاری که جیمز راه می اندازد و آن عکس العمل های خشونت آمیز ماری در قبال زن همسایه ) اما با پایان بندی بی معنا و بی سر و ته، همه چیز نقش بر آب می شود. حتی فیلم در بیان نتیجه ی ایده ای که در پیش گرفته هم ناتوان است: بالاخره آیا نتیجه ی این قانون عجیب، به نفع افراد و جامعه خواهد بود یا به ضرر آن ها؟ و حالا جالب اینجاست که با اینکه مرد سیاهپوست از سوی این خانواده شکنجه شده، اما در نهایت به آن ها کمک می کند تا از دست قاتلین نجات پیدا کنند! فیلم که تمام می شود، به فکر فرو می رویم، نه به خاطر قدرتش، بلکه به خاطر اینکه نمی دانیم  چه می خواسته بگوید.

خانواده ی ساندین، گرفتار میان حصار خانه شان ...

خانواده ی ساندین، گرفتار میان حصار خانه شان …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم