از میانِ فیلم ها ۳

  • ایرج (بهرام رادان) به شکوه (لیلا حاتمی): همین جوری پولای منِ بدبختو نفله کردی‌ها … کلاس کنکور برم ماما بشم، پیش دکتر کرمانی برم لاغر می‌کنه، لاغر کنم سکه می‌ده به آدم، بریم دیزین با بچه‌ها، دلم می‌خواد سایت داشته باشم، قبض تلفن می‌اومد قَدِ یه کباب سلطانی، بریم با بچه‌های وبلاگ نویس آران بیدگل، بریم اردهال سرِ خاکِ سهراب سپهری، مث بچه فنچ شونزده هیفده ساله، زن گنده پا شدی رفتی قمصر کاشون جشن گلاب گیرون. اصلاً می‌خوام بدونم الان تو این بدبختی و بی پولی، این آقای سهراب سپهری میاد ده شاهی بذاره کف دست ما.

«بی پولی» ساخته ی حمید نعمت الله

 

  • یک زن: از کجا اِنقدر زنا رو خوب می شناسین؟
  • مِلوین یودال ( جک نیکلسون ): یه مَردو در نظر می گیرم، منطقشو حذف می کنم و صداقتشو.

«بهتر از این نمی شه » ساخته ی جیمز. ال. بروکس

  •  ناصرالدین شاه (عزت الله انتظامی): اگر نیت یک ساله دارید برنج بکارید، اگر نیت ده ساله دارید درخت غرس کنید، اگر نیت صد ساله دارید آدم تربیت کنید. سینماتوگراف آدم تربیت می‌کند.

«ناصر الدین شاه آکتور سینما» ساخته ی محسن مخملباف

 

  • آرتور (آلبرت فینی ): یه چیزی رو از ماهیا خوب یاد گرفتم؛ تا وقتی طعمه خوب نبود بهش دهن نزن.

« شنبه شب و یک شنبه صبح » ساخته ی کارل رایز

 

  • رئیس ( آنتونی هاپکینز ) به اتان هانت ( تام کروز ): خب، این یه مأموریت سخت نیست آقای هانت، یه مأموریت غیرممکنه. انجام مأموریتای سخت، برای تو باید مث آب خوردن باشه.

« مأموریت غیرممکن ۲ » ساخته ی  جان وو

 

  • اِد کِرِین ( بیلی باب تورنتن ): … فقط چن هفته بعدش بود که اون پیشنهاد کرد تا با هم ازدواج کنیم. من گفتم: نمی خوای منو بیشتر بشناسی؟ اون گفت: برای چی؟ اوضاع رو بهتر می کنه؟

« مردی که آنجا نبود » ساخته ی  برادران کوئن

 

  • گاهی وقتا آدم دلش میخواد با یکی، دو کلمه حرف بزنه. ولی خوب، اگه یکی نباشه که اون دو کلمه ی اونو بشنوه می دونی چی میشه؟ با خودش میگه: من چرا باید دنبال یکی باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم؟ اصلاً خودم می تونم با خودم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو بهتر بفهمم. کسی که به اینجا برسه نه می گرده نه می خواد.

« شبهای روشن » ساخته ی  فرزاد موتمن

 

  • ـ این جات چی شده؟
  • باد وایت ( راسل کرو ): وقتی دوازده سالَم بود، پدرم با یه بطری دنبال مادرم کرد. من پریدم سر راهش.
  • ـ مادرتو نجات دادی؟
  • باد وایت: نه برای یه مدت طولانی.

« محرمانه لس آنجلس » ساخته ی کورتیس هانسن

 

  • تونی مونتانا ( آل پاچینو ): شما همه تون آشغالید. میدونید چرا؟ شما نمی تونید چیزی که میخواین باشین. شما به آدمایی مث من نیاز دارین … شما به آدمایی مث من نیاز دارین تا با انگشت نشونشون بدین و بگین : این آدم بده ست. که چی؟ که خودتون خوب باشین؟ نه شما خوب نیستین. شما فقط بلدین چطور جا بخورین، چطور دروغ بگین. اما من، من این مشکل رو ندارم. من همیشه حقیقت رو می گم. حتی وقتی دروغ می گم.

« صورت زخمی » ساخته ی برایان دی پالما

 

  • هامون ( خسرو شکیبایی ): آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه. انگار من جنایت کردم. حالا، هم باید نفقه شو بدم، هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم، هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم. من نمی تونم . این زن … این زن سهم منه، حق منه، عشق منه  …من طلاق نمی دم.

« هامون » ساخته ی داریوش مهرجویی

 

  • فیورلو (چیکو مارکس): بهشون چی بگم؟
  • دیریفت وود (گروچو مارکس): بگو این جا نیستی.
  • چیکو: اگه باور نکردن چی؟
  • گروچو: وقتی خودت بهشون بگی باور می کنن.

«  شبی در اپرا  » ساخته ی  سم وود

  • پترا فون کانت ( مارگیت کارستنسن ): مردم برای این ساخته شدن که به هم محتاج باشن.

« اشک های تلخ پترافون کانت » ساخته ی  راینر ورنر فاسبیندر

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم