نگاهی به فیلم مارگارت Margaret

نگاهی به فیلم مارگارت Margaret

  • بازیگران: آنا پاکوئین ـ جی اسمیت کامرون ـ مارک روفالو و …
  • نویسنده و کارگردان: کِنِت لونرگان
  • ۱۵۰ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۱
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

ادراکِ لیسا 

خلاصه ی داستان: لیسا، دختر نوجوانی ست که شاهد تصادف ترسناک یک اتوبوس شهری با یک زن است که به مرگ زن منجر می شود. لیسا که به خاطر پرت کردن حواس راننده، خودش را هم در این تصادف مقصر می داند، درباره ی لحظه ی تصادف به پلیس دروغ می گوید و همین امر، او را دچار عذاب وجدان می کند …

یادداشت: همان یکی دو سکانس ابتدایی فیلم کافیست که متوجه شویم با فیلمی متفاوت و غیرهالیوودی طرفیم. فیلمی که انگار بیشتر به سینمای مدرن اروپا پهلو می زند ( حتی اسمش هم خاص است که در طول داستان، متوجه وجه تسمیه اش می شویم ) و ساختاری غیرخطی، هوشمندانه و کارگردانی هدفمند و دقیقی دارد. کنت لونرگان، که در اینجا، نقش پدر لیسا را هم برعده دارد، در واقع فیلم نامه نویسی ست که فیلم نامه های مهمی چون “دار و دسته های نیویورکی” و “تحلیلش کن” را نوشته است. این فیلم که دومین ساخته ی اوست، نشان می دهد که در آینده، حتماً چیزهای بیشتری از او خواهیم شنید. “مارگارت” حکایت بسیار ظریف و باورپذیر لیساست که پله پله به بلوغ می رسد و از زندگی می آموزد. دقت کنید به طرز لباس پوشیدنش که از بی قیدی ابتدایی، به سمت سنگینی و تیرگی انتهایی سوق پیدا می کند یا دقت کنید به سکانسی که به دوستش زنگ می زند تا بیاید و بکارت او را از بین ببرد. در این مسیر، مسیری که با عذاب وجدانِ مرگِ آن زن آغاز می شود، لیسا هم به پختگی ذهنی می رسد و هم به پختگی روحی. با اینکه داستان به شکلی موجز و مینی مالیستی روایت می شود اما باز هم در جاهایی به اطناب کلام می افتد. مثل سکانس های مختلفی که صحبت از یهودیت و مذهب و برج های دوقلو و اعراب و سیاست و قومیت می شود. لااقل من که متوجه نشدم، این حرف ها، چه ارتباطی می تواند با کلیت داستان داشته باشد که حتی اگر ربطی هم داشته باشد، بسیار زیادی به نظر می رسد. از طرف دیگر، دلیل چندان روشنی هم ارائه نمی شود تا بفهمیم چرا ناگهان لیسا تصمیم می گیرد به پلیس راست بگوید و چرا آنقدر مصمم می شود تا راننده ی اتوبوس را مجازات کند. غیر از ” به بلوغ رسیدن”، قلب اصلی داستان، به نظرم، در سکانسی معلوم می شود که بچه های کلاس دارند درباره ی قسمتی از جمله های شکسپیر نظر می دهند و در این میان، یکی از پسرها، با تأکید، منظور شکسپیر را اینگونه بیان می کند که “ادراک ما هنوز به تکامل نرسیده است”.

   آنا پاکوئین، فوق العاده است ...

آنا پاکوئین، فوق العاده است …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم