نگاهی به فیلم نجات دادن آقای بنکس Saving Mr. Banks

نگاهی به فیلم نجات دادن آقای بنکس Saving Mr. Banks

  • بازیگران: تام هنکس ـ اما تامپسن ـ آنی راس باکلی و …
  • فیلم نامه: کلی مارسل ـ سو اسمیت
  • کارگردان: جان لی هنکاک
  • ۱۲۵ دقیقه؛ محصول آمریکا، انگلیس، استرالیا؛ سال ۲۰۱۳
  •  ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « بوطیقا » منتشر شده است. ( اینجا )

با جادوی سینما

خلاصه ی داستان: پاملا تراورز، نویسنده ی داستان « مری پاپینز » به سختی راضی می شود که به هالیوود سفر کند تا با والت دیزنی،تهیه کننده ی قدرتمند هالیوودی برای برگردانِ سینمایی داستانش ملاقات کند. بهانه گیری های ریز و درشت پاملای عنق تمامی ندارد اما والت دیزنی، با آرامش و صبر و خوش خلقی، سعی می کند در نهایت دلِ پاملا را به دست بیاورد …

یادداشت: بعضی وقت ها ( شاید هم خیلی وقت ها ) یک اثر هنری، برای پدید آورنده اش، چیزی بیش از آن است که به نظر می رسد. همچنانکه « مری پاپینز » برای پاملا تراورز، چیزی بیش از یک داستان تخیلی فانتزی شیرین است. وقتی پاملا را در اوایل داستان آنقدر تلخ و بهانه گیر و عنق و منفی باف می یابیم، وقتی در برابر تغییراتِ حتی جزئی داستانش، آنقدر غیرقابل انعطاف می نماید و به جزئی ترین نکات هم گیر می دهد، شاید تصوری که از او در ذهنمان شکل بگیرد، منفی باشد اما با پیش رفتن خط دوم داستان که فلش بکی ست از بچگی های پاملا و رابطه با پدر دائم الخمرش، آنوقت است که پی می بریم چرا پاملا اینقدر روی برگردان نسخه ی سینمایی داستانش حساسیت دارد. تازه اینجاست که متوجه می شویم، « مری پاپینز » و شخصیت های آن برای پاملا، در چیزهایی از گذشته ی او گره خورده اند و اهمیتی بیش از یک داستان ساده دارند. آدم های داستان او، همان هایی هستند که در زندگی واقعی اش هم وجود داشته اند و اینجاست که به او حق می دهیم. خیلی از آثار هنری، حدیث نفس پدیدآورندگانشان هستند و « مری پاپینز » هم برای پاملا دقیقاً یک حدیث نفس است. اما والت دیزنی، شخصی ست که قرار است این حدیث نفس را با پیگیری زیاد و با رنگ و لعابی شیرین و قابل لمس، به تصویر بکشد و تبدیلش کند به مسئله ای برای تمام مردم دنیا. دیزنی از همان ابتدای داستان، به درستی، شخصیتی ست متضاد پاملا تا اینگونه درام شکل بگیرد و همراه با کشمکش پیش برود، گرچه در واقعیت هم حتماً این کشمکش وجود داشته است. والت دیزنی، آرام و راحت و سبک و شیرین ( با بازی مثل همیشه عالی و گرم تام هنکس ) انگار رویاها را به واقعیت تبدیل می کند. او با جادوی سینما، کاری می کند کارستان. در آن سکانس رو به پایان، در حالیکه با سماجت به منزل پاملا در انگلستان آمده تا دوباره برای ساخت فیلم از روی داستان او پافشاریِ بیشتری بکند، وقتی از گذشته ی سخت خود می گوید و بعد ادامه می دهد که: (( ما با رویا، نظم رو برمی گردونیم. امید رو به جریان می اندازیم. ))، او را مثل پاملا می یابیم با این تفاوت که او گذشته ی سخت خود را در لایه ای شیرین، برای تمام مردم دنیا هدیه می برد تا آن ها را در دنیای خود شریک کند و پاملا کم کم این را می فهمد و بالاخره رضایت می دهد که حدیث نفسش، حدیث نفس میلیون ها آدم در سراسر دنیا باشد، با جادوی سینما.

تلخ و شیرین ...

تلخ و شیرین …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم