نگاهی به فیلم چاله

نگاهی به فیلم چاله

  • بازیگران: مصطفی طاری ـ سینا رازانی ـ علی بکاییان و …
  • نویسنده و کارگردان: علی کریم
  • محصول ۱۳۸۷؛ ۱۰۲ دقیقه
  • ستاره‌ها: نیم از ۵
  • این یادداشت در شماره ی ۵۱۷ ماهنامه‌ی «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این نوشته به سبک رسم‌الخط ماهنامه‌ی «فیلم» تنظیم شده است.

 

از چاله به چاه

 

خلاصه داستان: پیرمردی پس از زلزله‌ای که در آن خانه و کاشانه و خانواده‌اش را از دست داده، به منطقه‌ای پرت و خشک، کنار جاده‌ای بیابانی نقل مکان می‌کند و به همراه زن جوانش که او هم همه‌چیزش در زلزله نیست‌ونابود شده، زندگی رقت‌باری را می‌گذراند. درآمد او از راه چاله‌ای‌ست که در جاده کنده؛ چاله‌ای که ماشین‌های در راه، ناغافل در آن می‌افتند و آسیب می‌بینند. او ماشین‌ها را به تعمیرگاه خودش می‌برد، تعمیر می‌کند و برای گذران زندگی پول می‌گیرد. تنها نکته‌ای که باعث می‌شود پیرمرد کورسوی امیدی به آینده داشته باشد پسرش است. پسری که مدتی‌ست به ژاپن رفته و حالا پیرمرد چشم‌انتظار آمدن خودش یا لااقل نامه‌ای از طرف اوست … (بیشتر…)

«داره کار مهمی می‌کنه.»

«ولی اون قاتله.»

«ولی به کارش باور داره.»

«خب؟»

«هیچی. اون به یه چیزی باور داره. همین.»

 

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

پی‌نوشت: جز از کل جزو آن رمان‌هایی بود که جانم را به لب رساندند (اینجا). هر چند جانم به لب رسید، اما به هر حال چند تکه‌ی خوب هم از داخلش بیرون کشیدم که به‌مرور خواهید خواند.

جشنواره‌ها پیر نمی‌شوند

جشنواره‌ها پیر نمی‌شوند

گزارش سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ـ ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۹۵- پردیس چارسو

 

  • این گزارش در شماره‌ی ۵۱۷ ماهنامه‌ی «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این نوشته به سبک رسم‌الخط ماهنامه‌ی «فیلم» تنظیم شده است.

جشنواره فیلم کوتاه تهران به ۳۳ سالگی رسید. انگار همین دیروز بود که این جشنواره در مکان‌های کوچکی مثل سینما ایران و سینما فلسطین برگزار می‌شد. زمانی که نه از اینترنت خبری بود و نه از ماهواره و شبکه‌های رنگارنگ.

سال‌های قبل روز اول جشنواره، خلوت‌ترین روز بود تا تنورش گرم شود. اما در کمال تعجب، امسال و از همان روز اول، ازدحام جمعیت آغاز شد. دیدن صف طویل جوانانی که در همان ساعت‌های اول برای دیدن فیلم‌ها آمده یودند تعجب‌انگیز بود. این منظره در روزهای بعدی و مخصوصاً در سانس‌های مربوط به فیلم‌های داستانی ایرانی تکرار شد طوری که با پر شدن سالن، خیلی‌ها بیرون می‌ماندند. البته نگاهی به دور‌وبر سالن محل برگزاری هم تعجب را دوچندان می‌کرد چرا که امسال برخلاف سال‌های پیش همه‌چیز سر جای خودش بود؛ عکس‌ها و پوسترها چسبیده، غرفه‌ها مشخص‌شده و فیلم‌ها آماده برای نمایش سروقت. حتی قبل‌ترها برای دیدن مهمانان خارجی حداقل باید سه‌چهار روزی می‌گذشت اما امسال و در همان روز نخست، مهمانان خارجی از ملیت‌های مختلف، بودند. تب فیلم کوتاه ساختن آن‌قدر بالاست که حتی جوانانی که فیلم‌های بلند اول یا دوم‌شان را ساخته بودند باز هم با یک فیلم کوتاه در هیاهوی جشنواره حضور داشتند و وقتی ازشان می‌پرسیدی شما که دیگر فیلم بلندتان را ساخته‌اید پس چرا دوباره فیلم کوتاه ساخته‌اید، می‌گفتند سینما یعنی همین. بلند و کوتاه ندارد.خیلی از فیلم‌ها (به‌خصوص فیلم‌های داستانی ایرانی) به دلیل ازدحام بالای جوانان حتی در نمایش‌های دوم و پر شدن سالن در حدی که حتی به شکل ایستاده هم نمی‌شد فیلم را دید، دیده نشدند، تا فرصتی دیگر. البته یکی از بی‌تدبیری‌های برنامه‌ریزان این بود که سانس سانس فیلم‌های داستانی ایران را در سالن شماره پنج پردیس که سالن کوچکی‌ست برگزار کردند و فیلم‌های خارجی داستانی را در سالن شماره یک که بزرگ‌ترین سالن چارسوست. این‌گونه بود که هر بار سالن پنج پر می‌شد و  سالن یک تقریباً خالی بود.   (بیشتر…)

نگاهی به فیلم چراغ‌ها خاموش Lights Out

نگاهی به فیلم چراغ‌ها خاموش Lights Out

  • بازیگران: ترزا پالمر ـ گابریل بیتمن ـ ماریا بلو و …
  • فیلم‌نامه: اریک هیزرر براساس فیلم کوتاهی از دیوید اف ساندبرگ
  • کارگردان: دیوید اف ساندبرگ
  • ۸۱ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۶
  • ستاره‌ها: ۲ از ۵

 

در نور بمان …

 

خلاصه‌ی داستان: مارتین از این‌که مادرش در تاریکی با موجودی ناشناخته حرف می‌زند دچار ترس و وحشت است. او حضور این موجود عجیب را همیشه، مخصوصاً مواقعی که خانه تاریک است، بیش از پیش حس می‌کند. او نزد خواهرش ربکا می‌رود تا کمی از آن محیط دور باشد اما ربکا هم در نهایت وارد ماجرا می‌شود … (بیشتر…)

شماره‌ی ۵۱۷ ماهنامه‌ی «فیلم»

شماره‌ی ۵۱۷ ماهنامه‌ی «فیلم»

یکی از بهترین طرح جلدهای این سال‌های ماهنامه متعلق به این شماره است. نفس را هنوز ندیده‌ام اما عکسش که عالی‌ست! مطالبی که من در این شماره دارم یکی یادداشتی‌ست بر فیلم چاله (علی کریم) به نام «از چاله تا چاه» که فیلمی‌ست متعلق به گروه «هنر و تجربه» و با بدبختی دیدم و تمامش کردم! مطلب دیگر گزارشی‌ست از جشنواره‌ی سی‌وسوم فیلم کوتاه تهران که البته از آن راضی نیستم و حقش بود چاپ نمی‌شد که شد. خلاصه فیلم ببینید و «فیلم» بخرید و مطالب من و دوستان را هم اگر فرصتی بود بخوانید، ضرر ندارد.

فیلم‌های برتر ماه قبل

ـ دادگاه نورنبرگ Judgment at Nuremberg (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۴ از ۵

 

ـ آب‌های کم‌عمق The Shallows (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۳/۵ از ۵

 

ـ متولد ۶۵ (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۳ از ۵

 

و (اینجا) درباره‌ی این فیلم‌های خوب و نسبتاً خوب و چند فیلم عالی از کارنامه‌ی ازو:

ـ زیر سایه (Under the Shadow)

ـ مویه (The Wailing)

ـ نفس نکش (Don’t Breathe)

ـ سوگ

ـ اواخر بهار (Late Spring)

ـ اواخر پاییز (Late Autumn)

ـ اوایل بهار (Early Spring)

ـ اوایل تابستان (Bakushû)

ـ پایان تابستان (The End of Summer)

نگاهی به فیلم دادگاه نورنبرگ Judgment at Nuremberg

نگاهی به فیلم دادگاه نورنبرگ Judgment at Nuremberg

  • بازیگران: اسپنسر تریسی ـ ماسیمیلیان شل ـ برت لنکستر و …
  • فیلم‌نامه: ابی مان براساس داستانی از خودش
  • کارگردان: استنلی کریمر
  • ۱۸۳ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۱۹۶۱
  • ستاره‌ها: ۴ از ۵

 

اگر هیتلر نبود…

 

خلاصه‌ی داستان: محاکمه‌ی اعضای عالی‌رتبه‌ی قضایی دوران آلمان نازی در دادگاهی آمریکایی … (بیشتر…)

انسانم آرزوست…

سادیسم میهن‌پرستی، آمیخته با ذهن بیماری که توهم توطئه دارد، بدون فکر و حماقت‌آمیز، مخلوط‌شده با بی‌سوادی، کار را به آن‌جا رسانده که در برنامه‌ی صبح شبکه‌ی سوم تلویزیون، «حالا خورشید»، مجری‌اش رضا رشیدپور برای «هندزفری» معادل فارسی «دست‌ول» را پیشنهاد می‌دهد! حتی در این برنامه به جای «تلگرام» می‌گویند «کانال خبر» و به جای «اینستاگرام» می‌گویند «کانال عکس»!!! و تو متعجب می‌مانی که واقعاً این جماعت دنبال چه هستند؟ این شهوت برگرداندن کلمات به فارسی از کجا می‌آید؟ این یعنی میهن‌پرستی و نشان دادن «غیرت ایرانی»؟ این‌که به هر میهمانی که دعوت کرده‌اند، عکس پرچم ایران را نشان می‌دهند و می‌گویند احساست درباره‌ی این عکس چیست و آن‌ها هم به هر حال «باید» بگویند «وطنم پاره‌ی تنم» و این شعارها، یعنی میهن‌پرستی؟ آیا کسی پیدا می‌شود که بعد از دیدن پرچم بگوید این تنها تکه‌ای پارچه است که در ذهن ما به شکل نمادی کاشته‌اند از «وطن» تا کارها بچرخد و «سیستم» جلو برود به هر حال؟ ما هنوز بلد نیستیم کنار هم زندگی کنیم و بعد ادعای میهن‌پرستی‌مان می‌شود. تا وقتی آدم خودش را و بغل‌دستی‌اش را دوست نداشته باشد و نفهمد، پرستیدن میهن یعنی چه؟ ذرات معلق آلودگی در هوا حالا دیگر به چشم دیده می‌شوند. همین‌طور واضح و رک‌وراست بالای سرمان می‌چرخند و بعد نگاه می‌کنی و می‌بینی هنوز ماشین و ماشین و ماشین و موتور و موتور و موتور و موتور و ویراژ و ویراژ و ویراژ و عصبیت و فحش و داد‌و‌بیداد و بی‌رحمی. نگاه می‌کنی و می‌بینی دیگر آن‌قدر ملت وقیح شده‌اند که موتورها رسماً در پیاده‌روها حرکت می‌کنند، آن‌هم با سرعت و با زدن بوق ممتد برای پیاده‌ها که: بروید کنار ما رد شویم! آن‌قدر ملت وقیح شده‌اند که طرف پشت فرمان بی‌ام‌دبلیو نشسته و عین آب خوردن کیسه‌ی پلاستیک آشغالش را پرت می‌کند وسط خیابان، جلوی پای عابرین. وقاحت به جایی رسیده که توی پیاده‌رو به تو تنه می‌زنند، آن‌هم محکم و حتی زورشان می‌آید برگردند و عذرخواهی کنند. هرج‌و‌مرج به جایی رسیده که دیگر جرأت نمی‌کنید سوار مترو شوید، وسیله‌ای که باید مایه‌ی آسایش و راحتی باشد. پیرمردی شصت‌و‌خرده‌ای ساله را دیدم که به‌رغم کیپ‌تا‌کیپ پر بودن واگن مترو، خودش را با هل و فشار، به زور بین ملتِ کنسرو‌شده، جا داد و بعد لبخندی از رضایت و سرخوشی به لبانش نشست در حالی که داشت از نفس می‌افتاد و … .  میهن‌پرستی یک چیز انتزاعی‌ست، ما باید مهربانی با اطرافیان را یاد بگیریم، باید یاد بگیریم چطور درست زندگی کنیم، حرف بزنیم و فکر کنیم. این‌ها واقعی‌ست. اگر خیلی راست می‌گوییم این‌ها را درست کنیم.

 این چه حماقتی‌ست که بیاییم برای هر چیزی واژه‌ی فارسی بسازیم؟ که چه؟ که ما «ایرانی» هستیم و بعد افتخار کنیم؟ قبل از ایرانی بودن باید انسان بود. اگر انسان شدی، بعد می‌توانی کره‌ای باشی، ژاپنی باشی، اوگاندایی باشی، ایرانی باشی. اصلاً چه فرقی می‌کند مال کجا باشی؟ همین که انسانی کافی‌ست. همین که حقوق خودت و دیگران را می‌دانی و رعایت می‌کنی کافی‌ست. همین که می‌فهمی چطور باید زندگی کنی، کافی‌ست. آن‌وقت این بازی‌های «پرستیدن» و فلان و بهمان را به سیاست‌مداران واگذار می‌کنی که برای خودشان ور ور کنند. تو زندگی‌ات را می‌کنی، به عنوان یک انسان، در هر جای این کره‌ی زمین. (بیشتر…)

1 از 119 صفحه 12345...قبلی

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم